الفيض الكاشاني

54

شوق مهدى ( فارسى )

سپس در « فصل اول » كه « در بيان سبب انشاد اشعار در اشاره به معانى حقايق و اسرار » است مىنويسد وقتى اهل معرفت و محبت در سر شورى دارند و در دل شوقى مستولى مىشود به حدى كه اگر به وسيله سخن ما فى الضمير را اظهار نكنند ، وجد و قلق ايشان را رنجه مىدارد ، و صبر بر آن ، در دلهاى ايشان تخم غم و اندوه مىكارد ، و از طرفى رخصت نداده‌اند كه آنچه در پس پرده است افشا شود ، ناچار گاهى در پردهء استعاره و لباس مجاز به انشاد اشعار مشتمل بر اشاره به معانى حقايق مىسرايند ، و قلوب را به استماع آن در اهتزاز مىآورند ، و بدين وسيله در دل‌هاى روشن شوق بر شوق و محبت بر محبت مىافزايند و تشنگان باديه طلب كه در باطن ارادتى رقيق و لطيف دارند و به واسطه محبت ظلمانى و غواشى « 1 » هيولانى در بيابان‌هاى حرمان سرگردان مانده باشند ، به دستيارى آن كلمات شورانگيز و آن اشعار مهرآميز ، كمند شوق در گردن جان انداخته خود را از پرتگاه‌هاى خذلان بيرون كشند ، و از آن مىها جرعه‌اى دركشند . و در فصل دوم كه مشتمل بر « بيان درجات و مراتب سخن و انواع و اصناف آن » است « سخن به منزلهء قالب و معنى به منزلهء روح است ، و هر يك از سخن و معانى بر حسب تفاوت درجات سلاست الفاظ و متانت معانى ، و اختلاف مقاصد و معانى ، درجات و مراتبى دارند . سخن نيك هم انواع و اصنافى دارد ، چه گاهى كه قائل را محبت حقيقيه غالب گردد ، و يا شوق آن محبت مستولى شود ، و در وصف عشق حقيقى سخن گويد ، و يادى از چشمه سلسبيل دهد ، سلطان عشق به مقتضاى « نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ » « 2 » شررى چند بر جان آن سخن بيزد تا از حرارت آن حرقت محبت احداث كند ، و از روى مجاز سخن راند كه نشئه‌اى از شراب طهور دارد . والى شهرستان دل به موجب ان اللّه جميل يحب الجمال نمك ملاحتى در جام آن بيزد يا شهد حلاوتى بر آن ريزد تا از شورى و شيرينى آن سخن طعم انس گيرد ، و در ذائقه

--> ( 1 ) - غاشيه پرده و خيمه و غواشى جمع آنست . ( 2 ) - آيهء 7 سورهء همزه .